حوالی ساعت ۳:۰۰ بامداد به وقت محلی، در حالی که انفجارهای دور پنجرههای سراسر شمال تهران را میلرزاند، میشی - که معمولاً گربهای آرام و باوقار است - ناگهان وارد حالت وحشت کامل شد.
حیوان خانگی خانواده در سراسر آپارتمان دوید، با صدای بلند و گوشخراش میومیو کرد، با عجله درهای اتاق خواب را خراشید و بارها به سمت راهرویی که به پناهگاه زیرزمین ساختمان منتهی میشود دوید. موهایش به شدت بالا رفت، گوشهایش به عقب خوابید و علیرغم تلاشهای خانواده برای آرام کردنش از آرام شدن امتناع کرد.
اعضای خانواده (والدین، دو کودک خردسال و پدربزرگ و مادربزرگ مسن) ابتدا این رفتار را به استرس ناشی از آژیرها و انفجارهای مداوم نسبت دادند. اما اصرار میشی پیروز شد - آنها وسایل ضروری را برداشتند و با عجله به طبقه پایین رفتند و در مسیر چند همسایه هوشیار را نیز بیدار کردند.
لحظاتی پس از رسیدن گروه به زیرزمین مستحکم، یک حمله موشکی قدرتمند در نزدیکی فرود آمد. ضربه به شدت ساختمان بلند را لرزاند، طبقات بالایی را ترک داد، شیشهها را خرد کرد و بخشهایی از آپارتمان خودشان را زیر آوار دفن کرد. اگر در طبقه بالا میماندند، نتیجه میتوانست فاجعهبار باشد. در عوض، هر ۱۲ نفر در گروه پناهگاه سالم و بدون آسیب جان سالم به در بردند.
"او چیزی میدانست که ما نمیدانستیم. در این روزهای تاریک، حتی یک گربه ساده به ما یادآوری کرد که نجات میتواند از کوچکترین و نرمترین جاها بیاید."
نجاتگران و بازماندگان بعداً از رفتار میشی شگفتزده شدند. گربههایی مانند گربههای ایرانی شنوایی بسیار تیزی دارند و میتوانند ارتعاشات فرکانس پایین یا صداهای فروصوت ناشی از هواپیماهای دور، انفجارها یا تغییرات فشار را تشخیص دهند - پدیدههایی که انسانها اغلب تا زمانی که خیلی دیر نشود متوجه آنها نمیشوند. اقدامات دیوانهوار میشی مشابه موارد مستند شدهای بود که حیوانات خانگی قبل از زلزله یا رویدادهای آب و هوایی شدید به خانوادهها هشدار داده بودند.
یکی از همسایهها موفق شد ویدیویی لرزان با تلفن همراه از گربهای که در جلوی صف از پلهها پایین میرفت ضبط کند، با دمی پف کرده و میومیوهای فوری در تمام مسیر. این کلیپ از قبل در شبکههای اجتماعی پخش شده و میشی را به نماد فوری مقاومت آرام و پیروزی غریزه حیوانی در میان درگیریهای انسانی تبدیل کرده است.
خانواده اکنون او را "نگهبان تهران" صدا میزنند و شهود نجاتبخشش را ستایش میکنند. مادر خانواده به خبرنگاران محلی گفت: "او چیزی میدانست که ما نمیدانستیم. در این روزهای تاریک، حتی یک گربه ساده به ما یادآوری کرد که نجات میتواند از کوچکترین و نرمترین جاها بیاید."
داستان میشی به سرعت به عنوان چراغ امید در حال انتشار است - گواهی بر اینکه حواس باستانی گربهها میتواند از جنگ مدرن پیشی بگیرد. گربههای ایرانی که ریشه عمیقی در میراث ایرانی دارند، مدتهاست مورد توجه بودهاند؛ اکنون یکی از آنها به یک افسانه زنده تبدیل شده است.